X
تبلیغات
"هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون" - سلاله ی طیبه

"هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون"

(مجموعه مقالات علمی مذهبی تاریخی ...)

سلاله ی طیبه

سلاله ی طیبه

این نکته بسیار مهم را همه ما مسلمانان نباید از یاد ببریم که اهل بیت پیامبر(ع) نقطه افتراق میان شیعه و سنی نیستند بلکه اهل بیت(ع) نقطه پیوند و ایجاد و یگانگی بین مسلمانان هستند و اهل بیت(ع) ایجاد مذاهب نکرده اند و شان و مقام اهل بیت(ع) شانی بزرگ برای اتحاد و یکپارچگی مسلمانان و مذاهب است و سفارش آنها نیز بیشتر بر سر این موضوع بوده است.
علمای اهل سنت در کتاب های مختلف و در احادیث و در سیره و سنن و در کتاب های اشعار و سروده هایشان چه کردی و چه عربی و زبان های مختلف به عظمت اهل بیت(ع) اشاره نموده و گفته هایشان سرشار از مدح و ستایش و تمجید از شان و مقام و رتبه ی اهل بیت پیامبر اسلام(ع) بوده است. که از جمله آن ها امام شافعی (رض) است که بعدا به آن اشاره می‌کنیم و بزرگان اهل سنت چه فقها و چه متکلمین و چه آن هایی که تاریخ نویس و چه آن هایی که سیره نویس بوده اند همگی بخش زیادی از کتاب ها و بحث هایشان را به شان و مقام اهل بیت اختصاص داده اند که این جای مباهات و فخر برای آنان بوده که به این موضوعات پرداخته اند.
خاندان پیامبر(ص) در راه های زیادی به مسلمانان خدمت کرده اند که بزرگترین خدمت آن ها در زمینه علمی بوده است و خداوند متعال در قرآن در آیات متعدد به شان و مقام بزرگ علم و عالم اشاره می کند و در آیه ای می فرماید: انما یخشی الله من عباده العما به راستی کسانی که عالمند ترس و خشیت در درونشان وجود دارد. و در آیه دیگری می فرماید: هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون آیا آنانی که می دانند با آنانی که نمی دانند با هم برابرند.
و در حدیث دیگری از پیامبر که مشهور می باشد می فرماید: انامدینه العلم و علی بابها. پس آنان دروازه علم پیامبر و نبوت و وحی الهی بوده اند و بزرگترین خدمتی که به جامعه نمودند انتشار و گسترش علم الهی و وحی بوده که ائمه اهل سنت به صورت مستقیم یا غیر مستقیم افتخار این را داشته اند که در خدمت اهل بیت(ع) پیامبر تلمذ کنند.از جمله روایت مشهور امام ابوحنیفه که می گوید: لولا السنتان لهک النعمان. مشهور است که دو سال ابوحنیفه در خدمت امام صادق درس خوانده و بعد از این دو سال امام ابوحنیفه این روایت را نقل نموده: اگر این دو سال نبود من از خیلی چیزها محروم می شدم.
و سایر ائمه اهل سنت نیز با واسطه در خدمت اهل بیت تلمذ داشته اند و این بزرگترین خدمتی است که اهل بیت پیامبر(ع) نسبت به اسلام و مسلمین نموده‌اند وفرمایشات اهل بیت(ع) خارج از فرمایشات پیامبر(ص) نیست و فرمایشات پیامبر(ص) جدا از فرمایشات خداوند نمی باشد و خدا در آیات متعدد نه تنها مسلمانان بلکه پیروان سایر ادیان مختلف را نیز دعوت به وحدت و یکتا پرستی می کند.
کلمه اهل بیت در قرآن دو بار تصریح شده در سوره هود آیه 73 و در سوره احزاب آیه 33.
آیه اول خطابش ملائکه است نسبت به زن حضرت ابراهیم که می فرماید: رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت انه حمیدٌ مجید که ملائکه خدا رحمت و درود خدا را بر خاندان حضرت ابراهیم می فرستند و در آیه دوم، سوره احزاب، آیه 33، چنین می فرماید: انما یرد الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. که این آیه در باره خاندان پیامبر و اهل بیت اوست.
در آیه سوره شوری خداوند تعالی خطاب به پیامبر(ص) می فرماید که قل لا اسئکم علیه اجرا الا الموده فی القربی. ای پیامبر خدا به مسلمانان بگو در مقابل آن وحی که آوردم و در مقابل رسالتی که دارم از شما اجر و مزدی نمی خواهم و فقط یک چیز را از شما می خواهم که آن هم دوست داشتن خانواده من است که در این آیه به صراحت به آن اشاره شده است. و خود پیامبر فرمود: اذکر کم الله فی اهل بیتی.
در روایات آمده که پیامبر خدا فرموده: به خانواده خودتان احترام قائل شوید و من اول کسی هستم که نسبت به اهل بیت و خانواده خودم اجر قائل شده ام. و هر وقت که اهل بیت پیامبر به خدمت ایشان می رفتند و یا پیامبر به منزل آنان می رفتند پیامبر احترام خاص و ویژه ای به کودکان تا بزرگان آنان قائل می شد و پیامبر خدا به دیگران تعلیم می داد که نسبت به خانواده و اهل بیت خود احترام قائل شوند.

محمد ابراهیمی
امام جماعت مسجد حاج نجیم شهرستان مریوان
پاییز 86


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العامین و الصلوه السلام علی عبادالله و رسوله و حبیبه و صفیه نور الاولیا سیدنا و نبینا و مولنیا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و سلم و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر سوره آل عمران آیه 104 و باید از مسلمان برخی از خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکو کاری امر و ابد کاری نهی کنند.
شرافت و بزرگی ادب و تربیت و عصمت و طهارت اهل بیت رسول الله (ص) بنا به قانون تورات و غرائر فطری طبیعی ارثی است و سبطین سعیدین شریفین وارث ارث شرافت و عظمت و سعادت و اعزاز بزرگی حضرت رسول اکرم (ص) بالواسطه گردیده اند. و بنا به عقیده ی علمای اخلاق هر اندازه مربی فاضل تر و عالم تر و دارای ملکات حمیده و صفات عالیه اخلاقی باشد به همان اندازه تاثیر بهتر و بیشتر است واضح است اهل بیت رسول اله (ص) در بیت نزول وحی نشو و نما یافته اند. کلمه سیادت مصدر است به معنی بزرگی و اسمی است دال بر شرف و مجد و سروری یافتن و افتخار است نسبت به اولاد حضرت فاطمه زهرا سلام اله علیها. زیرا مقام سیادت امری است دینی و افتخاری و روحانی و معنوی و ایجاد عقیده و ایمان در میان مسلمانان که هر مسلمانی مذهبا و وجدانا احترام آن را رعایت نماید تقوایش افزوده می گردد و تزکیه می شود و بقأنسل فاطمه علیها السلام در عالم امین از عموم فتن و محن است. کما خبر صادق المصدوق حضرت رسول است به آن انی تارک فیکم الثقلین کتاب اله و عترتی لن تضلو اما ان تمسکتم بهما ابدا یعنی همانا من در بین شما دو چیز گرانبها و جاویدان را به جا گذاشتمکتاب خدا (قرآن ) و عترتم (خانواده ام ) که اگر به آنها چنگ بزنید گمراه نخواهید شد و بقا این هر دو گوهر را در یک سلک وعده و توصیه فرموده اند.
خداوند در قرآن مجید می فرماید: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا همانا خداوند می خواهد تا ناپاکی را از شما اهل این خانه به برد و شما را کاملا پاکیزه گرداند_ اکثر مفسرین قریب به اتفاق برآنند منظور از این آیه حضرت رسول و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام است و از جمیع محدثین و صحابه روایت است انما نزلت فی خمسه النبی و علی و فاطمه و الحسن و الحسین که این آیه درباره این پنج شخص نازل شده و حدیث از طبرانی است و ایضا از کتاب مسلم که یکی از معتبرترین کتب اهل سنت و جماعت است آورده انه صلی الله علیه و سلم – ادخل اولئک تحت کساء علیه و قراء هذه الایه وصح انه جعل علی هولا کساء و قال الهم هولاء اهل بیتی و خاصتی اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. که پیغمبر آن پنج شخص را زیر عبایش قرار داد و این آیه را قرائت فرمود.
و آمده است که پیغمبر (ص) روی آن پنج نفر عبایی قرار داد و فرمود خداوندا این ها اهل بیت من هستند پلیدی را از آن ها دور فرما و آن ها را کاملا پاکیزه گردان.
شیخ سیوطی در تفسیر الدرر المنثور جلد پنج صفحه 198 و 199 به تفسیر از روایان روایت فرموده که قال قال رسول الله (ص) نزلت هذه الآیته فی و فی خمسه علی و فاطمه و حسن و حسین که پیغمبر فرمود این آیه در مورد من و آنان نازل شده و بعد از آیه بیان می فرماید که اکثر مفسرین اذعان دارند که آیه مذکور در حق آل عبا نزول یافته و شکی نیست که رسما خداوند متعال و حضرت رسول (ص) افتخار سیادت و خلافت باطنی از جهت اعمال صالحه را به اولاد حضرت فاطمه زهرا تفویض فرموده و احدی حق اعتراض را بر حقانیت آن بزرگوار ندارد.
شیخ ابن حجر یکی از علمای شافعی و مفتی در مذهب اهل تسنن است در کاتب سواعق المحرقه در صفحه 91 پس از بیان آیاتی چند دال بر شرف و کرامت اهل بیت رسول (ص) می آورد و اخرج الترمذی و قال حسن غریب انه و صلی علیه و سلم – قال انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلو بعدی احد هما اعظم من الآخر کتاب الله عزوجل حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و لن یفترقا حتی یرد علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما- و اما ترمذی نقل کرده و فرموده حدیث حسن غریب است که پیغمبر (ص) فرمود من دو چیز را درمیان شما به جا گذاشتم که هر یک از آنها از دیگری بزرگتر است کتاب خداوند (قرآن) که ریسمان کشیده از آسمان به زمین است و دیگری عترت (خانواده ام) و هرگز از یک دیگر جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند توجه داشته باشید که بعد از من نسبت به آنها چه موضعی دارید. و این مقام و فضیلت الهی را کسی منکر نیست مگر حاسدان دین. چنانچه خداوند در این باره می فرماید ام یحسدون الناس علی ما آتا هم الله من فضله یا اینکه حسادت می ورزند به مردم نسبت به آن چه خداوند از فضل خودش به آنها داده.
شیخ این حجر در صفحه 9 صواعق المحرقه آورده و اخرج این سعد عن علی اخبرنی رسول الله ان اول من یدخل الجنه انا و فاطمه و الحسن و الحسین قلت یا رسول الله فمحبوبنا قال من ورانکم ابن سعد از علی (ع) روایت کرده که پیغمبر (ص) به من خبر داده اول کسی که وارد بهشت می شود من هستم و فاطمه و حسن و حسین. حضرت علی می فرماید عرض کردم دوست داران ما چه؟ فرمود بعد از شما آیا این تفضل عظمی کافی نیست بر شرافت و کمالات و کرامات اهل بیت. شیخ ابن حجر در سواعق صفحه 144 در باب خصوصیات و دلیل بر بزرگترین کرامت ذریه فاطمه زهرا که حضرت رسول (ص) فرمود: و کل ولد اب عصبته لا بیهم ما خلا ولد فاطمه فانی انا ابوهم و عصبتهم. هر فرزند پدری عصبه و نسبش به پدرش برمی گردد بجز فرزندان فاطمه. من پدر ایشان هستم و نسب ایشان.
و به عبارت مختلف و مکرر حضرت ختمی مرتبت (ص) می فرماید: لکل نبی ام عصبه ینتمون الیه الا ولد فاطمه فانا ابوهم و ان عصبتهم ـ برای هر فرزند مادری عصبه و نسبی است نه حقیقی که به او بر می گردند مگر فرزندان فاطمه که من پدر ایشان و نسب ایشان هستم. نسب ابویت بر سبیل مجاز و اختصاص است نه حقیقی که ایجاد توهمات نماید بر عموم مسلمانان به خصوص اهل علم و دانش پوشیده نیست با این بیان صریح حضرت رسول (ص) جای اوهام و انکاری باقی نمانده که ذریه فاطمه زهرا مجازی خود را به حضرت ختمی مرتبت (ص) منسوب بداند.
حضرت می فرماید: ان الله عز وجل جعل ذریه کل نبی فی طبه و ان الله تجعل ذریتی فی صلب علی ابن ابی طالب: خداوند ذریه و فرزندان هر پیغمبری را در پشت همان پیغمبر قرار داده و خداوند ذریه و فرزندان من را در پشت علی ابن ابی طالب قرار داده است.
و محقق است تأمین سیادت از جانب حضرت رسول (ص) گردیده و لقب سید از خود حضرت رسول کرامت و تفویض شده. در کتاب بخاری آمده است: انه صلی الله علیه و سلم قال علی المنبر و هو ینظر للناس مره و للحسن مره ان ابنی هذا سید و سیصلح الله به بین فنیتن من المسلمین: که پیامبر (ص) بالای منبر در حالی یک بار به مردم و یک بار به حسن نگاه می کرد می فرمود این فرزند من بزرگ و سید است و خداوند توسط ایشان در بین دو گروه از مسلمانان صلح و آشتی بر قرار خواهد کرد.
در تذکره الخواص ابن جوزی همین حدیث را از چند اصحاب به عبارت دیگر نقل می فرماید: حضرت رسول (ص) می فرماید: انا شجره و فاطمه محلها و علی لقاحها و الحسن و الحسین ثمرها و المحبون اهل بیتی ورقها فی الجنه حقاحقا. حقیقتا من درختی هستم که فاطمه محل آن و علی شیره ی آن و حسن وحسین ثمرش و دوستداران اهل بیت برگ های آن هستند. پس مسلمانان باید حق عترت را بشناسند و الا توجه فرمایند که شیخ ابن حجر چه می فرماید ایشان از طبرانی و ابوشیخ دیلمی آورده: من لم یعرف حق عترتی من الانصار و العرب فهولا حدثلاث. اما منافق و اما زینه و اما حملت به امه فی غیر طهر: هر کس از انصار و عرب حق اهل بیت من را نشناسد به یقین یکی از این سه گروه است: یا منافق است یا زناکار است یا مادرش در غیر طهر به او آبستن شده است.
امام شافعی (ره) با این دو شعر شیوا و غرا سیادت ذریه حضرت ختمی مرتبت را تایید و تاکید می فرماید:
که شیخ ابن حجر در کتاب صواعق صفحه 91 پس از بیان ثبوت و اقوال امام نووی و به روایت وجوب صلوه علی الال قول حضرت شافعی را به این دو بیت ارجح بر اقوال قرار داده و می دهد:
یا اهل بیت رسول لله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاه له
یعنی ای اهل بیت رسول الله خدا محبت و دوست شما واجب گردید از جانب خدا در قرآن کریم این وجوب کفایت می کند در عظمت قدر شما ای آل محمد هر کس صلوات بر شما نفرستد نماز او قبول نخواهد شد.
و امام شافعی (ره) می فرماید:
لولم تکن فی حب ال محمد ثکلتک امک غیر طیب المولد
یعنی اگر نباشی در دوستی آل محمد(ص) مادر به سوگت بنشیند از نطفه پاک نیستی
حب و بعض عترت طهارت و ذریه حضرت رسول (ص) علامت ایمام و کفر است که از اکابر علما اهل تسنن و نقل اخبار بسیاری از حضرت رسول (ص) است. من مات علی حب آل محمد مات مغفور اومن مات علی بغض ال محمد جاء یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله. با مختصر بیانی که عرض شدعلمای مذاهب اربعه اهل سنت و جماعت در مدونات و تالیفات مذهبی خود فرمایش حضرت بیانی که عرض شد علمای مذاهب اربعه اهل سنت و جماعت در مدونات و تالیفات مذهبی خود فرمایش حضرت شافعی را تایید و تنفیذ قرار داده و بلکه تمرد از آن را مایه سرگردانی و بی دینی دانسته تا جایی که صحت نماز را که یکی از ارکان اسلام و عماد دین است مستلزم صلوه بر آل محمد (ص) دانسته و از جزء اعظم نماز قرار داده اند و آل محمد بنا به روایت صحیحه از ائمه دین دوازده امام و اولاد خلف الصدق و صحیح النسب از ایشان تا قیامت می باشد و این مقام و منزلتی است روحانی و معنوی که خاصه اولاد فاطمه الزهرا دختر حضرت خیرالبشر (ص) می باشد. شاید سئوال شود چرا سیادت مختص به اولاد فاطمه زهرا شده؟ می گوییم دخترهای حضرت داخل ذراری حضرت محمد (ص) اند و دخترهای دیگر حضرتش اولاد نداشته و فوت شده اند تا این افتخار را نصیب شوند و حکمت الهی براین قرار گرفته استو در حدیثی پیامبر فرمود: فاطمه بضعه منی یعنی فاطمه پاره تن من است.
و خلیفه ثانی می گوید: انی سمعت رسول الله یقول کل حسب و نسب فمنقطع یوم القیامه ما خلا حسبی و نسبی و صهری و کل نبی انا عصبتم لا نبیهم ما خلا بنی فاطمه فانی انا ابوهم و انا عصبتهم. یعنی شنیدم از رسول خدا فرمود در روز قیامت همه حسب و نسب منقطع است الا حسب و نسب و صهر من و هر اولاد دختر عصبه آن ها از جانب پدر است مگر اولاد من فاطمه که من پدر و عصبه آن ها هستم.
و جای آن کار نیست که حضرت حسین (ع) می فرماید: ان ابن علی الحبر من آل هاشم کفانی بهذا مفخرا حسین افخر یعنی همانا من فرزند علی دانشمند آل هاشم هستم کافی است این برای من از جهت فخر وقتی که فخر کنم. وجدی رسول الله اکرم من مشی و نحن سراج الله فی الناس یذهی پدر بزرگ من رسول الله است که والاترین موجود است و چراغ خداوند در بین مردمیم و می درخشیم. و فاطمه امی سلاله احمد و عمی یدعی ذالجناحین جعفر و مادرم فاطمه سلاله احمد(ص) است و عمویم مشهور به ذالجناحین است که جعفر می باشد و فینا کتاب الله انزل صادقا وفینا اهدی و الودی و الخیر یذکر و درباره ما قرآن به صدق و راستی نازل شده و هدایت و وحی و خیر در باره ما یاد می کند چه خوش گفته شاعر معروف
اولئک اباء فیحبنی بمثلهم اذا جمعتنا یا جریر المجامع
آن ها پداران من هستند پس بیار همانند ایشان را وقتی که محافل و مجالس ما را نماید ای جریر. شیخ ابن حجر در فتاوای حدیثیه صفحه 121 پس از اثبات نسبیت و اختصاص نسب حضرت فاطمه و حسن و حسین و ذریه ایشان به حضرت رسول این حدیث را دلیل قرار داده اخرج الشیخان ان النبی صلی الله علیه و سلم قال یا فاطمه هل ترضی ان تکون سیده نساء المومنین شیخان روایت کرده که حضرت پیغمبر(ص) فرمود: ای فاطمه خشنود نیستی که تو بزرگترین زنان مؤمنین باشی؟ و در حدیث حادی عشر همان صفحه می آورد اخرج ابن عثاکر عن علی عن ابن و عمر و ابن ماجر الحاکم عن ابن عمر و الطبرانی عن قره و عن مالک ابن الحودیث و الحاکم عن ابن مسعودت ان النبی (ص) قالا ابنای هذان الحسن و الحسین سید اشباب اهل جنه ابوهما خیر منهما. ابن عساکر عن علی از عمر و ابن ماجد و حاکم از ابن عمر و طبرانی از قره از مالک بن حویدث و حاکم از ابن مسعود روایت کرده که پیامبر(ص) فرمود: دو فرزند من حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان از ایشان خوبتر است. و از جمعی دیگر صحابه نقل شده: انه النبی قال ان ابنی ان ابنی هذین ریحانتای من الدنیا حضرت پیامبر فرمود این دو (حسن و حسین) ریحانه من در دنیا هستند یعنی عطر می دهد که ببویند. و نیز از ترمذی و ابن حبان از اسامه بن زید نقل گردیده: ان النبی قال هذان ابنای ابنا ابنتی اللهم انی احبها فاحبهما و احب من یحبهما. پیغمبر(ص) فرمود: این دو تا فرزندان من و فرزندان دخترم می باشند خداوندا من این ها را دوست دارم تو نیز ایشان را دوست بدار و دوست بدار کسی که این ها را دوست دارد. خداوند در سوره توبه آیه 100 می فرماید: والسابون الاولون من المهاجرین و الانصار والذین باحسان رضی الله عنهم و رضواعنه و اعدلهم جنات تجری تحتها النهار خالدین فیها ابدا ذالک الفوز العظیم. آنان که در آغاز پیدایش اسلام در تصدیق دین اسلام از همه پیشی گرفتند و کسانی که با محمد هجرت کردند و آن ها که به مهاجرین جا و مسکن و ... دادند و افرادی که در نیکی و اعمال حسنه با آن ها نیز از خدا خشنودند خداوند به آن ها تأسی جسته همیشه خدا از آن ها راضی و آن ها نیز از خدا خشنودند. خداوند به آن ها بهشت هایی وعده کرده که در آن نهرهای آب جاری است که همیشه و ابدی از آن بهرمند می باشند این است سعادت و آسایش بزرگ. آیه مباهله فضایل و شخصیت و محبوبیت ذاتی حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را به طور یقین به اثبات می رساند. فمن حاجک فیه من بعد ما جانک من العلم فقل تعالوا ندعو ابنائکم و نسائنا و نسانکم و انفسنا و انفسکم ثم فبتهل فنجهل لعنت الله علی الکاذبین. سوره آل عمران آیه 60 بعد از شناخت دقیقی که بر تو وارد شد به مجادله پرداخت با بیان رسا بگو بیایید بخوانیم فرزندان خود را و فرزندان شما را و زنان خود را و زنان شما را و شخص خود را و شخص شما را پس همه به زاری و تضرع دعا کنیم و لعنت و نفرین خدا را بر دروغگویان قرار دهیم ان هذا لهو القصص الحق هر آیینه این است خبر راست و درست. امام فخر رازی در تفسیر کبیر جلد 8 صفحه 80 پس از جریان گفتگوی اسقف نصرانی اهل نجران پس از تفسیر آیه مذکور می فرماید: روی انه علیه السلام لما خرج فیه المرط الاسود فجا الحسن فادخله ثم جاء الحسین فادخله ثم فاطمه ثم علی (ع) ثم قال انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیرا. از حضرت رسول (ص) روایت شده در حالی که می خواست از منزل خارج شود یک عبای سیاه که بر تن داشت در آن موقع حضرت علی و همه ایشان را یکی یکی زیر آن قرار داد سپس فرمود: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. و این روایت در بین اهل تفسیر و اهل حدیث بر صحت آن متفق علیه اند. و همچنین در تفسیر امام فخر رازی جلد 8 صفحه 80 نقل گردیده: و کان رسول الله (ص) خرج و علیه مرط من شعراسود و کان قد احتفضن الحسین و اخذ بیدالحسن (رضی الله عنهما و فاطمه تمثی خلفه و علی رضی الله عنه خلفها و هو یقول دعوت فامنوا. در حالیکه رسول از منزل خارج شد و لباس پشمی سیاه پوشیده بود در آن موقع حسین را بر دوش داشت و دست حسن را بگرفت و فاطمه دنبالشان رفت و علی دنبال فاطمه بود و حضرت رسول (ص) فرمود هر موقع من دعا کردم شما آمین بگوئید. و نیز جلد دوم تفسیر الدر المنثور شیخ سیوطی صفحه 38 و 39 پس از جریان و فد نجران به طور تفصیل و مکررا حضور حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام با روایت مروی از چند نفر صحابه این چنین به اثبات می رساند. اخرج مسلم و الترمذی و این المنذر و الحاکم و البیهقی فی سننه عن سعد ابی و قاص قال لما نزلت هذا الایه قل تعالوا ندع ابنائنا و اباناکم دعا رسول (ص) علیا و فاطمه و حسنا وحسینا فقال الهم هوالاءاهلی. روایت کرد مسلم و ترمذی و ابن منذر وحاکم و بیهقی در سنن خودش و اصل روایت از سعد بن ابی وقاص گفت در آن موقع که آیه قل تعالوا ندعوا ابنائنا و ابنائکم نازل شد دعوت نمود حضرت رسول علی و فاطمه و حسن و حسین را و فرمود خداوندا این ها اهل بیت من هستند. امام فخر رازی پس از جریان شکست نصاری نجران از مباهله و قرار داد بین نجران مسائل را بررسی نموده و این چنین می فرماید: المسله الرابعه هذه الایه داله علی ان الحسن و الحسین علیهما السلام کان ابن رسول الله (ص) و عد ان یدعوا ابنائه فدعا الحسن و الحسین علیها السلام فوجب ان یکونا ابنیه و مما یوکد هذا قوله تعالی فی سوره الانعام و من ذریه داود و سلیمان الی قوله و زکریا و یحیی و عیسی و معلون ان عیسی علیه السلام انما انتسب الی ابراهیم علیه السلام بالام لابالاب فثبت ان ابن البنت قد یسمی ابنا مسئله چهارم این آیه دلالت دارد که حسن و حسین فرزندان رسول الله هستند و به او دستور داده شده که فرزندانش را بخواند و او هم حسن و حسین را خواند پس ثابت شد که آن ها فرزندان او هستند و دلیلی که گفته را تایید می کند آیه خداوند است در سوره انعام که می فرماید: داود و سلیمان از ذریه و فرزندان او و ابراهیم هستند تا فرموده که همین طور ذکریا یحیی و عیسی.
و پر واضح است که انتساب عیسی علیه السلام به ابراهیم به واسطه مادرش بوده نه به سبب پدرش و نتیجه گیری می شود فرزند دختر ـ دختر زاده بعضی اوقات فرزند شخص نامیده می شود و همچنین معلوم می شود که نسب از طرف مادر صحیح است که عیسی علیه السلام را یاد کرده و حال آن که نسب او از مادر است پس حسن و حسین (ع) را اولاد رسول الله باید دانست ـ قاضی بیضاوی که از مفسرین معتبر اهل تسنن است و تفسیرش علمی می باشد در تفسیر آیه مباهله می فرماید: فاتوا رسول الله (ص) و قد عدا محتضنا الحسین اخذ بید الحسن و فاطمه تمتی خلفه و علی رضی الله عنه خلفها و هو یقول اذا انا دعوت فامنوا آمد رسول الله که حسین را برداشت و دست حسن را گرفت و فاطمه می آمد در پشت وعلی در پشت آن ها که فرمود هر وقت دعا کردم آمین بگوئید در این حال نصاری نجران و اسقف از مباهله با بزرگواران پرهیز کردند و صلح نمودند. بی مناسبت نیست مسئله سوم که امام فخر رازی در تفسیر کبیر صفحه 165 تا 167 جلد 27 در تفسیر آیه مباهله در چند مسئله و جواب از تفسیر کشاف ز مخشری آورده بصراحت بیاورم تا معتقدان به خدا و رسول بر ارادت و ایمان خود بیفزایند ـ نقل صاحب الکشاف عن النبی (ص) انه قال من مات علی حب ال محمد مات شهیدا آورده صاحب کشاف از پیامبر کسی که بر محبت آل محمد بمیرد شهید است. والا من مات علی حب آل محمد مات تائبا ـ آگاه باش کسی که بر محبت آل محمد مرده تائب محسوب می شود ـ الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان آگاه باش کسی که بر حجت آل محمد مرده دارای ایمان کامل بوده ـ الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنه ثم منکر و نکیرـ آگاه باش که کسی که بر محبت محمد و آل محمد مرده به او مژده می دهند ملک الموت او را به جنت پس از او منکر و نکیر ـ الاومن مات علی حب آل محمد یذف الی الجنه کما تزف العروس الی بیت زوجهاـ یعنی آگاه باش کسی که بر محبت آل محمد مرده بهشت را برای او آرایش می کنند همچنان که عروس را در خانه خود الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنه ـ آگاه باشید کسی که بر حب آل محمد مرده برای او از قبرش دو در از بهشت باز می شود ـ الا ومن مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکه الرحمه ـ آگاه باش کسی که بر محبت آل محمد مرده خداوند قبر از را زیارتگاه ملائکه رحمت می گرداند. الامن مات علی بعض ال محمد جاء یوم القیمته مکتوبا بین عینیه آیی من رحمه الله ـ و آگاه باشید کسی که بر بعض ال محمد مرده باشد روز قیامت در بین هر دو چشمش نوشته مأیوس از رحمت خدا است. الا و من مات علی بغض ال محمد مات کافرا آگاه باشید کسی که بر بغض آل محمد مرده کافر است. الا ومن مات علی بغض ال محمد لم یشم رائحه الجنه هذا هو الذی رواه صاحب الکشاف ـ آگاه باشید کسی که بر بغض آل محمد مرده هیچ شمی (بویی) از جنت نمی کند. آن بود اندکی از روایت هایی از صاحب کشاف رحمه الله ـو از صاحب کشاف نقل کردیده انه لما نزلت هذه الایه قیل یا رسول الله من قرابتک هولاء الذین وجبت علینا مودتهم ـ روایت فرموده صاحب کشاف که یکی از معتبرترین مفسرین قرآن از اهل تسنن است موقعی که این آیه نازل شد گفتند یا رسول الله کیست آن نزدیکان شما که محبت آن ها بر ما واجب است؟ فقال علی و فاطمه و ابناهها پس فرمود علی و فاطمه و پسران آن ها ـ فثبت ان هولاء الاربع اقارب النبی ـ پس ثابت شد به راستی این چهار نفرند نزدیکان پیامبر. اذا ثبت هذا وجب ان یکونوا مخصوصین به مزید التعظیم و یدل علیه وجوه ـ زمانی که این ثابت شد پس واجب است که آن ها مخصوص به زیادی تعظیم و اکرام باشند و بر این دلالت می کند چیزهای دیگرـ الاول قوله تعالی الا الموده فی القربی و وجه الاستدلال به ماسبق ـ و صحت استدلال آن ها دلیل های سابق است ـ الثانی لا شک النبی کان یحب فاطمه علیه السلام قال صلی الله علیه وسلم فاطمه بضعه منی ـ یوذینی ما یوذیهاـ هیچ شکی نیست به راستی پیامبر (ص) دوست می داشت فاطمه را و فرمود فاطمه پاره تن من است و ما را اذیت می کند هر چیز که او را اذیت کند ـ و ثبت بالنقل المتواتر عن رسول الله انه کان یحب علیا و الحسن و الحسین و اذا ثبت ذالک وجب علی کل الامه مثله ـ پیامبر دوست می داشت علی و حسن و حسین وقتی که آن ثابت شد واجب است بر تمام امت آن ها را دوست داشته باشند مثل حضرت پیغمبر (ص) ـ الثالث ان الدعا للآل منصب عظیم و لذالک جعل هذا الذعاء خاتمه التشهد فی الصلاه و هو قوله اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارحم ـ سوم به راستی دعا برای آل یک مقام عظیم اسوه به خاطر این است که این دعا جزو آخر تشهد شده در نماز و آن دعا اللهم صل علی محمد تا آخر که گذشت و هذا التعظیم لم یوجد فی حق غیر الآل فکل ذالک یدل علی ان حب آل محمد واجب ـ و این تعظیم پیدا نمی شود در حق آل محمد پس این ها همه دال بر این است حب آل محمد واجب است.
وقال الشافعی رضی الله عنه:
یا راکبا قف باالمحصب من منی واهتف بساکن خفیفها و الناهض
ای سوار توقف کن در محصب از منی و صدا کن ساکنین خیف و نهضت کنندگان
سحرا اذا فاض الحجیج الی منی فیضا کما نظم الفراط الفائض
در صبح زمانی که رها می شوند حجاج به سوی منی برای دریافت فیض و برکت و مانند آب روان می خروشند و حضرت شافعی فرموده:
ان کان رفضا حب آل محمد فلیشهد الثلان انی رافضی
اگر محبت آل محمد رفض است پس شاهد باشید ای طائفه جن و انس من رافضی هستم.
و سمعت بعض المذکرین قال انه صلی الله علیه و السلم قال مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجا و قال اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهدیتم. و شنیدم از بعضی روایان حدیث که حضرت رسول اعظم (ض) فرمود: مثال اهل بیت من به مثل کشتی نوح است که هر کس سوار آن شود نجات یابد و پیامبر فرمود اصحاب و یاران من مثل ستاره ها هستند به هر کدام اقتدا بکنید هدایت می شوید ـ و اخرج الترمذی عن اسامه بن زید قال رایت النبی (ص) و الحسن و الحسین علی و رکیه فقال هذان ابنای و ابنا ابنتی اللهم انی احبهما فاحبها و احب من یحبهما ـ و امام ترمذی از اسامه بن زید نقل کرده دیدم رسول را که حسن و حسین را بر سر هر دو زانوی خود نهاده و می گفت این دو پسران من و پسران دختر من هستند بار خدایا من به راستی آن ها را دوست دارم شما هم آن ها را دوست درا و دوست بدار کسانی که آن ها را دوست دارند.
و یکی دیگر از خصوصیات اهل حضرت رسول که خداوند متعال در سوره هل اتی به طور عجیبی از ایشان تعریف نموده آیه 8 این سوره ی مبارکه است که می فرماید: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا: طعام دهنده در وقت نیاز و تنگی و یتیم و زندانی و اسیر را. انما نطعمکم لوجه الله: در دلها می گویند شما را طعام می دهیم از بهر خدا. لا نرید منکم جزا و لا شکوری. و در دل خود می گویند از شما پاداش و سپاس نمی خواهیم. و حضرت عباس می فرماید این آیه در شأن امیر المؤمنین علی (ع) فرود آمد و خاندان وی.
و سبب آن بود که حسن و حسین (ع) هر دو بیمار شدند رسول خدا (ص) به عیادت ایشان رفت با جمع یاران گفتند یا اباالحسن لو نذرت علی ولدیک نذراـ اگر نظری کنی بر امید عافیت و شفای فرزندان مگر ثواب باشد علی (ع)نظر کرد که اگر فرزندان من از این بیماری شفا و عافیت یابند شکر آن را سه روز روزه می گیرم تقربا الی الله عزه و جل و طلبا لمرخاته ـ حضرت فاطمه زهرا (ع) هم همین کرد و سه روز روزه را بر خود واجب نمود و کنیزکی به نام فضه بر موافقت ایشان این کار را انجام داد و گفت: این بدا سیدای مما بهما حمت لله ثلاثه ایام شکراـ پس رب العالمین آنان را عافیت و صحت داد و ایشان به وفاء نذر باز آمدند و روزه داشتند و در خانه ایشان هیچ طعامی نبود که روزه گشایند. علی مرتضی (ع) از جهودی خیبری که نام وی شمعون بود قرض خواست و آن جهودت سه صاع جو بقرض به وی داد فاطمه زهرا (ع) از آن جو یک ساع به آسیاب دست آرد و پنج قرص از آن بپخت وقت افطار پیش نهادند تا بخورند مسکینی در آن موقع به در خانه آنان آمد و گفت: السلام علیک یا اهل بیت محمد مسکین من مساکین المسلمین اطعمونی اطعمکم من موائد الجنه ـ سلام خدا بر شما ای آل بیت محمد من مسکینی از مساکین مسلمین هستم به من طعامی کرم کنید از خدا می خواهم که از طعام بهشت برخوردار باشید و سخن درویش به سمع علی (ع) رسید علی رو به حضرت فاطمه کرد و این اشعار را برایش خواند:
فاطمه ذات المجد و الیقین یا بنت خیر الناس اجمعین
اما تدین البانس المسکین قد قام بالباب له حنین
یشکو الی الله و یستکن یشکو الینا جایع حزین
فاطمه (ع) او را جواب داد و گفت:
امرک یا بن عم سمعا طاعه ما بی من لوم و لا ضرابه
ارجو اذا اشبعت ذومجا عه الحق بالا خیار و الجماعه

وادخل الخلد ولی شفاعه
آن چه طعام پیش نهاده بود جمله طعام به درویش دادند و خود بر گرسنگی آن روز صبر کردند تا روز دیگر فاطمه (ع) صاعی دیگر جو آرد کرد و از آن نان پخت چون شب آمد وقت افطار پیش نهاد در آن هنگام یتیمی از اولاد مهاجران بر در ایشان آمد السلام و علیکم یا اهل بیت محمد (ص) یتم من اولاد المهاجرین استشهد والدی یوم عقبه اطعمونی اطعمونی ازعمکم الله من موائد الجنه ـ سلام خدا بر شما ای آل بیت محمد من یتیمی هستم از اولاد مهاجرین پدرم در عقبه به درجه شهادت رسیده است طعامی به من بدهید خداوند شما را از نعمت های جنت برخوردار کند حضرت علی (ع) چون سخن آن یتیم شنید رو به حضرت فاطمه(س) کرد و گفت:
فاطمه بنت السید الکریم قد جاءنا الله بدا الیتیم
من یرحم الیوم فهو رحیم موعده فی جنه النعیم
فاطمه علیها السلام جواب داد:
انی لا عطیه و لا ابالی و اوثی الله علی عیالی
امسواجیاعا و هم اشبالی اصغر هم یقتل فی القتال
و همچنان همه طعام که آماده بود به یتیم دادند و خود گرسنه خفتند. روز بعد از آن صاع باقیمانده را حضرت فاطمه(س) آرد کرد و از نان پخت و در وقت افطار اسیری بر در سرای ایشان بیاستاد و گفت: اسلام علیک یا اهل بیت النبوه اطعمونی اطعمکم الله من موائد الجنه خط. و ایشان طعام را نخوردند و به آن اسیر دادند سه روز بگذشت که اهل بیت علی(ع) هیچ طعامی نخوردند و بر گرسنگی صبر کردند و آن ماحضر که بود ایثار کردند به مرد درویش و یتیم و اسیر تا رب العالمین این آیه را در شأن ایشان فرستاد: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیر.
و در پایان بی مناسبت نیست که حسن ختام را به ذکر احوال و اقوال و کرامت حضرت امام جعفر صادق (ع) با داستانی این چنین به اتمام برسانم که گل دسته معطر و خوشبو گلزار باغ نبوت و از سلاله آل بیت النبی الاطهار را که از کتاب تذکر الاولیا نقل گردیده:
ایشان سلطان امت محمد المصطفی بزرگوار و رهبر و دلیل اولیا، استاد استادان و علما و صلحا و ثمره و میوه دل مشایخان و جگر گوشه حضرت فاطمه زهرا و دست مایه حضرت حسن و حسین و علی مرتضی پیشوای عارفان عاشق حضرت امام جعفر صادق، فرزند امام محمد باقر پسر امام علی زین العابدین پسر امام حسین پسر حضرت علی(ع) بوده است که در سال 80 هجری در مدینه منوره از مادرش امه فروه دختر قاسم به دنیا آمده و به تمام معنی کلمه زاهد و وارع و خدا پرست و سردفتر جمع عاشقان ربانی و دعا مستجاب بوده و دارای هیچ تکبر، غرور و خود بزرگ بینی نبوده است امام جعفر صادق بغیر از خدا از هیچ کس ترس و خوف نداشته برای نمونه می گویند در زمان ابو جعفر منصور خلیفه بغداد به سفر حج می رود و در آن موقع حضرت امام جعفر در شهر مدینه بود و جعفر منصور می بیند مردم بی اندازه از معظم له احترام می گیرند. جعفر منصور به ایشان حسادت می برد تا جایی که به وزیرش ربیع نام می گوید می خواهم فورا امام جعفر را برایم بیاورید و به غلامان و نوکرانش دستور داد هنگامی که من کلاهم را از سر برداشتم فورا امام را به قتل برسانید وزیر که این کلمه را از او شنید از او ناراحت شد و در آن روز بی امری خلیفه کرد. و روز بعد خلیفه از وزیر عصبانی شد و گفت باید بروی و امام را برایم بیاورید وزیر به ناچار خدمت امام جعفر رفت و واقعه را برای ایشان نقل کرد و امام در جواب به وزیر گفت نترسید و نگران نباشید و با هم به نزد خلیفه رفتند موقعی که خلیفه امام را دید ترس و خوف عجیبی به دلش افتاد و احترام فوق العاده از ایشان گرفت و جا برایش خالی کرد و خودش با ادب و تواضع خدمت امام نشست. و این کار خلیفه باعث تعجب حاضرین مجلس گردید و بعد از کمی گفت و گو خلیفه منصور به امام می گوید من از امروز به بعد در خدمت شما هستم هر چه می فرمائید بنده فرمانم و امام در جواب می فرماید خواهش من از شما این است که بار دیگر من را به این جا دعوت نکنید و خداحافظی کرده و به منزلش بر می گردد و حاضرین در مجلس که دور خلیفه نشسته بودند به خلیفه می گویند تو خیلی از ایشان عصبانی بودی وقرار بود ایشان را به قتل برسانی چه طور شد در عوض، این همه احترام از ایشان گرفتی. خلیفه در جواب گفت: به خدا قسم موقعی که امام به خانه ام قدم نهاد چشمم به ماری افتاد که با ایشان بود که یک لبش در بالای منزل و لب دیگرش در دیگر طرف منزل قائم کرده بود و به زبان حال می گفت: اگر دل نازکش را برنجانی و هر گونه آزار و اذیتی به او برسانی این خانه را از بیخ در میاورم و سر به نیستت می کنم این بود که از ترس احترام فوق العاده از ایشان گرفتم و خدا خدایم بود که زودتر خانه را ترک کند.
یکی از عالمان می گوید موقعی که خلیفه منصور از بیر علی احرام بست و به سوی مکه به راه افتاد چشمش به این دوشعر عربی افتاد که بر دیواری نوشته شده بود:
ابا حعفر حانت وفاتک انفضت ینئک و امر الله لابد واقع
ابا جعفر هل کاهن او منجم لک الیوم من ریب المنیه دافع
یعنی ای ابا جعفر مرگ تو نزدیک شده و عمرت به پایان رسیده و باید امر واقع گردد ای ابا جعفر آیا امروز منجم و رمال حاضر می شوند و می توانند از مرگ تو جلو گیری کنند.
او که این دو شعر را خواند چنان ترس و بیم به دلش افتاد که مریض شد و قبل از این که به مکه برسد و حج را ادا کند در عمر شصت و سه سالگی عمرش را به حاضران داد و تیر غیب کار خودش را انجام داد و این مختصری از کرامات و بزرگواری حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بود.
و در پایان از خداوند متعال خواستارم به خاطر آل بیت پیامبر و معصومین و این اولاد و سلاله اطهار از گناهان ما در گذرد. اللهم اشف امر اضنا و حققنا مما یرضیک اما لنا و اختم بالسعاده اجالنا و اکتب السلامه علینا و احفظ بلادنا من شر اعدائک اعداء الدین و النصر المسلمین و المجاهدین فی سبیل الله علی الکافرین و المنافقین اللهم انا نسئلک العفو و العافیه علینا یارب العالمین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کریم  |